آرزو هایم بوی باران می دهند
ولطافت دست دردامان فریبایی چشمانی آبی رنگ
کودکی بازیگوش درخیال پرواز
آرزویم این است
یک ستاره مال من باشد
یک گل شمعدانی حتی برای یک لحظه توی دستان من باشد
شب به لالایی باران به خواب بروم
صبح ازعطر گل سرخ سرشارشوم
میم ازچشمه
خدانزدیک ترازپیش شود....
نظرات شما عزیزان:
دلم تنگ است...
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی ست
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست ...
مرورخاطرات تلخ و شیرین
عاشقانه تر، مجنون وارتر
کاش حال مرا اندکی می دانستی...
نمیدانم چرا این دل همیشه غرق رویاهاست ؟؟؟
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘیم
ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭﻥ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺩﺭﮐﻤﻮﻥ ﮐﻨﻪ
ﺭﻓﺖ ﺗﻨﻬﺎﻣﻮﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺮﺍﺵ ﺗﻨﮕﻪ
ﺍﻭﻥ ﺣﺘﯽ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻓﮑﺮﻡ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻋﮑﺴﺶ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺑﯽ ﺷﺮﺭﺭﺭﺭﻑ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﻮﺩﻡ
ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯼ؟؟؟
ﺟﻮﻧﻤﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ
ﮐﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺘﻮ ﺑﺴﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩﯼ
ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺷﻮﻥ ﺑﻐﺾ ﺷﺪ
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ....
نه کسی که تو را “هم” بخواهد . . .
با هرچه داری دوست میدارم مرا باشی..
یک فصل از یک قصه؟ نه! این را نمیخواهم..
میخواهم از این پس تمام ماجرا باشی..
"حسین منزوی"

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
درود برشما
کارتون عالی بود.
qarar_nabud.avaxblog.com